همکاری
سلام دوستای همراه گل
با عرض پوزش از اینکه این چند وقت نبودیم راستشو بخواین سمیه جون یکم سرش شلوغه منم که این چند وقت نبودم مشکلات زیادی داشتمکه الان با هزار زحمت اومدم تا اپ کنم برای همین من چون می خواستم شعر سمیه جونو بزارم با یوزرش بدون اجازه اومدم تا شعرشو بزارم امیدوارم منو ببخشه .
از نظرات همه شما هم ممنونم و کمال تشکر و از همه شما دارم
حالا نوبت شعر :
کاش هرگز نگاهت شادمانی کم نداشت
ان ۲ چشم مست مستت شبنمی از غم نداشت
در نگاهت کاش ای کاش شعله عشق نبود
تا که بعد از دوری تو دل دگر ماتم نداشت
۱ نگاه تو دلم را در جوانی پیر کرد
کاش چشمان منو تو نظری بر هم نداشت
با نگاهت در دل من بی قراری را نشاندی
مرحم زخمش تو بودی در برش مرهم نداشت
هر شب از دوری تو ناله ها رفت اسمان
از همه دیدم وفا اما چرا یارم نداشت
با نگاهم شادمانی در نگاهت نشست
گرچه بعد ان نگاهت خود به جز ماتم نداشت
امیدوارم خوشتون بیاد منتظر نظرهای دلگرم کننده اتون هستیم . اگر به کامنت هاتون جواب ندادیم ما رو ببخشین چون دانشگاه وقت امتحانته دیگه وقتی برامون نمی زاره . از همه اتون پیشاپیش برای نظرات خوبتون تشکر می کنیم
|