فاصله
تو جاده زیر بارون دستم تو دستت
گم شد میون بارون اشکای چشم مستت
نشد بگی رازتو غرور اجازه نداد
منم چیزی نگفتم راحت بردمت از یاد
فاصله ما دوتا سکوت بود و تردید
سکوت و نشکستیم وقتی بارون می بارید
به اخر جاده نه رسیدیم به دو راهی
جدا شدن دستامون تو شب تو اون سیاهی
|